تصاویر ایلیاتی

سلبریتی هاراشماتت نکنید

ادبیات دلنوشته های شکسته دفاع مقدس یادشهدا

علیانوشت :

 

سلبریتی_هاراشماتت_نکنید

 

فقط آنهارامیان کانالهای خیبر.درون حوضچه های ماهی کربلای ۵ پشت شیارهای غربت وتنهایی میدان های مین ببرید،بگذاریدکمی برغیرت خویش گریه کنتدتانخلهای سوخته وسرجدای دشت آزادگان قامتشان راسبزکنند 

سلبریتی ها را شماتت نکنید

فقط لحظه ای آنهارادرمیان نیزارهای گلگون مجنون رهاکنیدتاصدای لیلی های عاشق راباگوش دل بشنوندکه چگونه سمفونی خون رامینواختند 

سلبریتی هاراشماتت نکنید

بگذاریدآنهادرکنارکپسولهای اکسیژن جانبازان شیمیایی نردعشقبازی حقیقی راتماشاکنتد...

سلبریتی هاراشماتت نکتید

آنهارشبی مهمان خانه های منتظرکنارمادرانی مهمان کنید که هرگاه صدای زنگ درب خانه می آیدگمان میکنتدفرزندمفقودش آمده تامعنای چشم انتظاری راهجاکنند

سلبریتی هاراشماتت نکنید

بگذاریدآنها کنارسفره هفت سین 

سیم خاردارهای فراق .سرفه های سبز...سینه های مجروح ... سبزی زردشده رخساردختران بی پدر... سرم های آویزشده درکنارتخت جانبازان ... سرهای بی پلاک وپلاکهای بی پیکر...

دعای یامقلب القلوب راتلاوت کنندشاید

نورامیدی درقلبهای تاریکشان وجودشان راپرنورکرد...

آری سلبریتی هاشماتت نکنید

شایدنمیدانندبهانه های اطفال خردسال کنارتابوت هایی که جسم صدپاره پدرانشان رابردوش اشک هامی کشند

چه معنایی دارد...

مرابه هیچ گروهی اد نکنید:

سلبریتی ها شماتت نکنید

فقط آنهاراساعتی کنارسنگرهای تخریب شده همراه باگوشت وپوست جوانان باغیرت درمقابل مزدوران داعشی رهاکنیدتاشایدرگ خوابیده آنهاتکان خورد

 

علی_سرابی_یاقوند 

ف.ک.سیاسی ش قوم لر 

پاسخی کوتاه برشعراستاد محمدرضاعالی پناه (هالو )

ادبیات تازه های خبری

علیانوشت 

پاسخ کوتاهی برشعراستاد محمدرضاعالی پناه (هالو) درخصوص رابطه زناوزلزله که توسط یکی ازروحانیون مطرح گردیده بود..

توضیح اینکه مراداززلزله معنای خاص آن نبوده بلکه تعابیراست که جناب استادهالوظاهراازاین تعابیربی اطلاع هستند 


السلام ای هالوجان احوالتان 

بازهم معرکه گرفتی ای بازبان

باز هالو جان گردوخاک کرده ای

زلزله را از زنا پاک کرده ای  

بازهم خواندی توشعرطنزرا

آیه ای باپندو بی اندرز را 

بازهم تکیه تو بر منبر زدی 

چرخشی باناز صنوبرزدی  

آخر ای هالوتوای استادمن

ای عزیز و دلبرشیرین سخن

هرکسی رابهرکاری ساخته اند

شاعرراباقافیه ها بافته اند

کاردین راتوبه اهل دین سپار

رابطه هاراکنار هم گذار 

حرف حق رانیست هرگزگزندی

خواه آخوندی باشدیاازغندی 

گرخطاهارانباشداثراتی در زمین

پس چه حاجت باشدبه آیین ودین

زلزله ورابطه اش با زنا 

تعبیرش لرزش نبوده بیصدا

مفهومی عام بوده اندرخاص

یعنی که رفتارهای بی اساس

یعنی که هرزگی هادرجامعه 

باعث عسرت شودبی واهمه 

یعنی بی غیرتی هاآید پدید

یعنی به اصالت هابایدخندید

یعنی هرج ومرج دررفتارها

بی احساسی هابه کج کردارها

یعنی لرزیدن وجدان بشر

یعنی فرق خیر یانیکووشر

یعنی لرزیدن حرمت های ما

یعنی پیچیدن عبرت های ما 

یعنی که ضمیرو جان میلرزد

یعنی آین ها عیان میلرزد 

مفهوم زلزله ورابطه او بازنا

مفهومی عام است ای قالوبلا 

آنچه امروزه بینی درانگلیس

با زنا بوده که گشته اوخبیث

زلزله یعنی خباثت آوری 

اززنا آید پدید ستمگری

زلزله یعنی وجودیک اثر 

 ویرانی دراخلاق باداثمر

منظورآن شیخ از آن فتوا

بوده در تعابیر افکارها 

هرگاه چندتا زن عریان بامرد

چه درگرما یاچه درهوای سرد

یکجاباهم بنشینددرشوروتب

تویقین دارکه پدیدآیدغضب 

درغضب های الهی شک مکن

تعبیرآن را توبا پشتک مکن 

شوخی با آیات قراڽ هیهات

این توگویی بوده مبطلات

حال بشنو ای استادعزیز

ای امیردلبر شیک وتمیز

زلزله یعنی گزینه روی میز

آنکه شیطان گویدهروزنیز 

مفهوم زلزله وزنا این است

مولدش ضدخداوآیین است

یعنی از تولد این رابطه 

جنگ طلب آیدبدون ضابطه

یعنی که هربمب بوده زلزله

تازمین لرزد به شور وهلهله

وقتی که زنازاده آید پدید

عامل زلزله هاشود شدید

گاه باهارپ گاه درتحریمها

لرزه می آورداوبرحریم ما 

گاه بادستورهای ریشتری 

میزندبرجان مردم نیشتری 

شرمتده استادعلیارا ببخش

اگراینگونه نمودزلزله پخش 

علی_سرابی_یاقوند 

ف.ک.سیاسی شاعرحماسی سراقوم لر

 

کپی بدون ذکر منبع وشاعر حرام است  

بیادشاعرعاشورایی دانشجوی دکترای جرم شناسی شادروان رضاذکایی ازدیارتمدن کهن لرستان

ادبیات دلنوشته های غمگین

 ه" ﷽ "


علیانوشت 
بیاد زنده یاد شادروان رضاذکایی شاعرعاشورایی دانشجوی دکترای جرم شناسی
 
گاه نمیدانی ازدست داده ای یاازدست رفته ای 
قلم شال سیاهی برگردن کلمات خودپیچیده تابرسینه صاف کاغذبزندبانوحه هایی ازفراق دردشت شعورهایی که شعرغم انگیزشریان فرات رابرای مشک بی آبی که قادرنبودلبهای خشک سقایش رااندکی ترکندترسیم کردندباچشمه ای ازخون دل ...
بیادکسی که کسان بیکسی های بیکسان بوددربیکسی بی کسان وباباران چشم خاموش میکردشعله هایی رادرخیمه زاران تنهایی تاشایدتسلی باشدبرای عبورکاروانی غم گرفته ...
هنوزصدای پای کلماتی که قامتشان خم شده ازسنگینی واژه های عاشورایی درگوش زمان نجوامیکندمیان سینه ای خاموش ازدیدگان زمینی هایی کوردل...
بایدباچشم دل بازکنی مسیرافلاکیانی که حلقه ماتم زده اندومویه کنان گرداگردمرثیه های نینوایی برسینه میکوبندبانوایی جانسوزکه یادگادریست ازشاعری دلسوخته بنام رضاذکایی  
همان پنجه طلایی که رضای پروردگارش را بررضای انفاس وسوسه گرترجیع داد..
دانشجوی دکترای جرم شناسی که جرم پلیدیان ستمگررادرفرازین کرانه های دجله وفرات بخوبی نقش زمان نمود...
تابگویدجرم حسین مردانه زیستن بود..
وزینب چون دخترحیدرکراربودجرمی بس گران است درنظرملحدان بی خدا...
هنوزنوای ناله های دختری سه ساله درخرابه شام جان کلماتش رابه لب رسانده ودربغضی سنگین لحظات رابه تعظیم وادارمیکند...
واژه نشانی است کوچک ردی بر کاغذ که توان به دوش کشیدن معنای غم بار خداحافظی را نداردحقیقتی سنگین که گاه و بیگاه تاب از دل تنگ ما می‌برد
کاش این منظور به هر دلیل نه برای از دست دادن عزیزترین شاعراهل بیت بر کاغذ می‌آمداویی که بی‌شک گلچینی از خوبی‌ها و صفات پسندیده بودرضا نوری گهرهم دروادی اخلاق ورفتار وهم در دنیای کار وفعالیت الگویی برای دوستان و آشنایان بودهنوز صدای آهسته و گرم او نه در اذهان بلکه درکالبد زمان به گوش میرسداوحقیقتی است تابناک که همواره بر افق انسانیت خواهد درخشید. نوری گهر که سال‌ها با نگارش اشعارحسینی نقش موثر درشناخت مظلومیت سالارشهیدان بر جایی گذاشت با روحیه خستگی ناپذیر و رویی گشوده به حق در عرصه ی فرهنگ عاشورایی بود.
او دوستی از جنس صفا و صمیمیت واز تبار مردان نیک این روزگار بودازنیای سیاوش های عاشق طریق حسینی که آرش وارازمرزاعتقادیش دفاع میکرد...
اومازیاری بوددرعصرمعاصرتاحلقه وصلی باشدبرای تمدن ومذهب...
تا ابد جای تو در دیده ماست
سال‌ها گر گذرد یاد تو در سینه ماست
رضاجان آرام بخواب که شب به سوگ تو بیدار نشسته ...

علی_سرابی_یاقوند 
فعال سیاسی فرهنگی شاعرحماسی سرا بالاگریوه لرستان 
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 17 صفحه بعد

درباره ما

حقیقت نگاری

جستجو

بایگانی

نويسندگان

پيوندها

تصاويرموضوعی

شبکه های اجتماعی

اطلاعات سايت

 

پایگاه تحلیلی خبری لرپرس

زاگرس نشینان